«جواد بدیع زاده» آثار و ترانه هاى بسیارى خواند، اما این ترانه شاهکار او بوده است و اجراى مکرر آن توسط هنرمندان در دوره هاى مختلف نتوانست آوازه ى اجراى اولى و اصلى آن را کمرنگ کند

ترانه "شد خزان " با خود تاریخى به همراه دارد، بسیارى از سینماگران در فیلم هاى خود براى انعکاس تاریخ و شاید حسرت گذشته فراموش شده، از این ترانه بهره برده اند. "جواد بدیع زاده " آثار و ترانه هاى بسیارى خواند، اما این ترانه شاهکار او بوده است و اجراى مکرر آن توسط هنرمندان در دوره هاى مختلف نتوانست آوازه ى اجراى اولى و اصلى آن را(بدیع زاده) را کمرنگ کند از جمله خصوصیات بدیع زاده تقلید نکردن بود و سبک خواندن او در هیچ کدام از متاخرین دیده نشد. برغم وابستگى که شعر و موسیقى در آواز ایرانى دارد تعدادى از متاخرین بیشتر به شبیه خوانى روى آورده و به جاى اداى صحیح اشعار به تحریرآواز مى پرداختند.

شد خزان گلشن آشنایی
باز هم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بیوفایی

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود


بدیع زاده اهنگ هم می ساخت اهنگهای او ویژگی جالبی دارد در هیچ کدام از انها جملات شبیه هم دیده نمی شود. اما ویژگی مهم بدیع زاده چیز دیگری است اسپانیاییها می گویند وقتی یک پیرمرد می میرد یک کتابخانه می سوزد. بدیع زاده کتابخانه تاریخ موسیقی ایران بود. به خاطر لطف مصاحبت و مهمان نوازی اش با هنرمندان زیادی مراوده داشت. خیلی از بخشهای تاریخ موسیقی و شرح حال موسیقیدانان را فقط او می دانست. خیلی از این نکات را هم به عنوان خاطره و یادداشت نوشته. استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار استادانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار با ارزشی را در حوزه‌ى موسیقی ایرانی پدید آورد. استاد بدیع زاده سال‌ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.

می گویند بدیع زاده اگر ساز هم نمی زد و اواز هم نمی خواند بازهم معاشرت با او لذت بخش بود شاید به خاطر همین است که مرگ بدیع زاده در 77سالگی برای خیلی از هنرمندان بیش از حد سنگین بود.  
شد خزان - جواد بدیع زاده
از آتش عشق هرکه افروخته نیست
با او سر سوزنی دلم دوخته نیست
گر سوخته دل نه ای ز ما دور که ما
آتش به دلی زنیم که او سوخته نیست
شد خزان گلشن آشنایی
بازهم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر و وفایی
نوگل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت اه
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می پرستم تا هستم
تو و مست از می به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه ی من
بادگران سرخوش هم نوشی می
من ز فراقت ناله کنم تا کی
تو و می چون لاله کشیدن ها
من و چون گل جامه دریدن ها
ز رقیبان خاری دیدن ها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی
برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
بشکستی چون گل بد عهد مرا
دریغ و درد از عمرم که در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند جفا به عاشق تا کی
نمی کنی ای گل یکدم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا کی بی تو بود از غم پر دل من
آه از دل تو
گرچه ز محنت خارم کردی
باغم و حسرت یارم کردی مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من هرچه توانی ناز
کز عشقت می سوزم باز

 

لینک دانلود آهنگ

پسورد فایل : www.oldsong1.blogsky.com