اسلام را نگاه کنید در همان بیست سال اول به اندازه ای چهره های درخشان طلوع میکند که در هزارسال ایران باستان هر چه بگردی یکیش را نمی یابی.

در زمان انوشیروان و بعد از او به اسم چند طبیب و حکیم بر میخوریم{اما چه زود دماغ سوخته میخرند} اسم ها همه خارجی است اینها همان دانشمندان روم شرقی اند که از ترس مسیحی شدن در رفته اند وبه اینجا امده اند دانشگاه گندی شاپور را ساخته اند پناهندگان سیاسی اند پس اولین دانشگاه ما را در عصر طلایی باستان یونانی ها ساختند.!

دنبال سند قومیت و افتخارات باستانی میگردند و چون چیز قابلی گیر نمیاورند ,ببافند که بله,نخیر بوده,خیلی هم بوده,اما همین عربها از بین برده اند,بوده,اما اسکندر ملعون برداشته و با خودش برده به یونان و بعد از روی همان "برده های ما" ان همه فیلسوف و هنرمند و دانشمند و ادیب درامده و یونان,یونان شده است. یعنی میشود ملت بزرگ و نامی و نیرومند و متمدن مثل ایران دوره هخامنشی و اشکانی و ساسانی چیز حسابی نداشته باشد,پس داشته است البته همین ها برده اند! پدر سوخته ها؟ حتی اسم فیلسوف ها و شاعرها و نوابغ بزرگ ما را هم بیشرفها برده اند. خوب حالا تکلیف چیست؟ هیچی فحش بدهیم به عربها و اسکندر و کودکانمان را از کودکی با بغض و دشمنی با اینها بار اوریم تا فردا که بزرگ شدن بدانند که چه کسانی ما را به این روز انداخته اند که فردا گول اسکندر و یزید را نخورند, و با پندار نیک کردار نیک و گفتار نیک که تنها باقی مانده فرهنگ عظیم باستانی ما است زندگی کنند! احسنت..