بوسه
خفته بودی که لبت بوسیدم قند دزدی چقدر شیرین است
قاضی نصیر سیستانی:
هر گز نکنم یاد تو تا زار نگریم کم یاد کنم از تو که بسیار نگریم
![]()
ضمیری اصفهانی:
شود از خواب بیدار و چو بیند روی در رویم بهانه چشم مالیدن کند تا ننگرد سویم
جلال عضد:
ادب عشق تقاضا نکند بوس و کنار دو نگه چون به هم آمیخت همان آغوش است
![]()
حزین لاهیجی:
می روی و گریه می آید مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد
![]()
شوقی ساوجی:
من اگر دل به تو دادم تو زمن دل بردی گر گناه است محبت تو گنه کار تری
![]()
شهیدی قمی:
خوش آن زمان که نکویان کنند غارت شهر مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است
![]()
قاضی قلندر:
کس ندانست که مجنون چه ندا کرد به دشت که صدای جرس قافله لیلا لیلا است
![]()
رودکی سمرقندی :
کار بوسه چو آب خوردن شور بخوری بیش تشنه تر گردی
واقف هندی :
خیال بوسه می سازد کبود آن لعل نازک را چه بی رحمم بدندانش گزیدن آرزو دارم
خواب