در میان طلاب علوم دینی انها که با استعداد و پشتکار و رنج بسیار به درجه اجتهاد میرسند از مردم میبرند و به حفره انفرادی "محراب" پنهان میشوند و رابطه شان با جمع فقط  برگزاری نماز جماعت خواندن است وبا افراد محدود استخاره و جواب فتوی وحساب خمس و زکات وختم مجلس عزا و طرف صیغه عقد قرار گرفتن در خانواده های "محترم"و"شریف"و"حسابی"و....

حالا این طلبهء رفوزه ای که از مدارسه بیرون رفته وناچار به جای محراب باید منبر را انتخاب کند و حقایقی را که نتوانسته فرا بگیرد به مردم بیاموزد و در نخستین مرحله "بازاریابی"مطرح است

وچند روضه برای روزهای مخصوص تهیه میکند:روضه امام حسین.روضه حضرت عباس.شاهزاده علی اکبر و شاهزاده علی اصغر {چرا شاهزاده؟ اگر به حساب پدر باشد پس چرا به دیگران نمیگویند مثلا نمیگویند شاهزاده حسن و شاهزاده حسین.پس به حساب مادر است میگویند مادرشان شهربانو دختریزدگرد ساسانی پادشاه ایران است.این مبلغین و معرفین انقلاب حسین بن علی در انتخاب پیشوند برای فرزندان حسین بن علی.شهربانو را بر حسین ویزدگرد را بر امام و دختر پادشاه ساسانی را بر پسر علی بن ابیطالب ترجیح داده اند.احساسات ملی اهل منبر واقعا قابل تقدیر است من که نفهمیدم این قضیه شهربانو دختر یزدگرد را کی درست کرده است}